اسد الله معطوفى

37

سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )

يا هل تمتى مىخواندند ولى مادها و پارس‌ها آن‌ها را « هوز » و « خوجه » مىناميدند كه توسط همسايگانى همچون : هورىها ، كاسىها ، اورارتوئىها ، سومرىها ، اكدىها ، بابلىها و آشورىها ، احاطه شده بودند . مهمترين قسمت ايلام شوش ، انشان ( انزان ) سيماش ، آوان و پارسوماش نام داشتند . 18 باستانشناسان و مورخين تاريخ ايلام را به سه دوره متمايز و بدين‌گونه تقسيم نموده‌اند : الف : عهد قديم ( تا 2225 ق . م ) كه همزمان با توسعه تمدن سومرىها و اكدىها و جنگ‌هاى مكرر با ايلام ؛ ب : عهد ميانه ( 2225 - 745 ق . م ) مقارن با جنگ‌هاى خونين با بابلىها و تصرف و غارت بابل توسط شوتروك ناخونته ؛ پ : عهد جديد ( 745 به بعد ) دوران افول و خراج دادن . ايلامىها در زمان آخرين شاه خود يعنى « خوم باش كالداش » سعى به قيام و به دست آوردن استقلال از دست رفته نمودند ، ولى بشدت شكست خوردند و حكومت آن‌ها منقرض گرديد . 19 آشورىها در آخرين هجوم و شكست ايلامىها در سال 640 ق . م ، بسيارى از شهرها از جمله شهر شوش پايتخت آن‌ها را ويران كردند . پايتختى كه به فول واندنبرگ « محل تلاقى دو تمدن بزرگ جلگه بين النهرين جنوبى و فلات ايران » بود . 20 بعدها با ورود آريايىها به فلات ايران ، بخشى از آن‌ها وارد انشان شدند و در سال‌هاى 550 ق . م توانستند دولت هخامنشى را بنيان گذارده و بار ديگر قسمتى از تمدن ايلام را احياء نمايند . مهمترين اثر بجا مانده از ايلامىها معبد 5 طبقه زيگورات چغا زنبيل Chogha Zanbil بين شوش و شوشتر است كه در سال 1952 م توسط يك هيئت فرانسوى به رياست گيرشمن مورد كاوش قرار گرفت . 21 ايلامىها همانند ديگر اقوام باستان خدايان متعددى نظير خداى خورشيد ، زمين ، ماه و رود را مىپرستيدند . از زمانى كه شوش پايتخت اين تمدن شد ، خداى شوش اين شوشينك ( اين شوشيناك ) اهميت بسيارى يافت . مردم معتقد بودند كه خدايان از قدرت اسرار آميزى برخوردارند و براى جلب رضايتشان در مراسم مذهبى قربانى مىكردند . به هنگام اجراى مراسم ، موسيقى مىنواختند و با پاى برهنه در مراسم شركت مىكردند . برگزاركننده مراسم مذهبى ، كاهن بود كه در مقابل مجسمه خدايان در صف اول عبادت كنندگان مىايستاد و نيايش مىكرد .